توی جیب پیراهنش یه کاغذ بود نوشته بود:
برادرم نگاهت!
خواهرم حجابت!
میگن شهدای گردان حنظله توی کانال پنج روز بدون آب و غذا محاصره
بودن در مقابل نیروهای زرهی دشمن،
به بچه ها میگفتن فقط به خمینی فحش بدید تا دست از سرتون برداریم
میگن هر چند ساعت یک بار یکی بلند میشده الله اکبر میگفته، ولی چون
لباش خشک بوده لبها خونی میشده
وبا لب خونی میگفت :
الله اکبر
یادشان گرامی
منبع: ثامن تم

برچسب: یادمان شهدای گردان حنظله , شهدای حنظله , گردان حنظله , شهدا , جملات قصار شهدا , جملات قصار , داستانک , منبرک , سرداران شهید , شهادت , خاطرات شهدا , جملات شهدا , یاران خمینی ,
نویسنده: علی باقری